ابو القاسم راز شيرازى
83
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
عدم معرفت به علم است ؛ كه اگر معرفت علم را حاصل كرده بود ، يعنى مىدانست كه علم و لوازم آن چيست ، ادّعاى علم نمىكرد . و باعث اين اشتباه ، تحصيل كردن بعضى از رسوم علوم است كه آن را علم واقعى مطلوب حقّ تعالى نگويند ، و لوازم علم كه خوف و خشيت « 6 » و تقوى است ، بر آنها مترتّب نيست ، امّا جاهل آنها را علم داند ؛ لهذا خود را عالم خواند ؛ و در حقيقت ، مستحقّ اين اسم نيست . و ثانى ، به سبب عدم معرفت جهل است كه جهل ، عدم علم نافع است ، و اگرنه ، علوم غير نافعه در دين ، با جهل به علم نافع منافات ندارد ؛ و لهذا بر جهل خود جاهل است و معرفت جهل مذموم را ندارد . و هرگاه جهل مذموم ، جهل به مطلق علم باشد ، حيوانات را نيز جاهل نتوان گفت ؛ زيرا كه علم به ملايمات طبيعت خود كه جلب منافع و دفع مضارّ است دارند . و علم حيوانات به ملايمات طبيعت خود ، و علم اهل حرف و صنايع به صنعت خود ، مانند علوم رسومى است كه كمال دنيوى است ، و نفع اخروى و كمال نفسانى ندارد . و هرگاه علماء رسوم را عالم نامند ، نيز اهل صنايع و بهايم را عالم خوانند . پس علم ممدوح ، علم نافع است در آخرت و كمال نفس انسان ، و جهل مذموم ، جهل به علم نافع است نه جهل به مطلق علم . و ثالث كه انكار و جحود « 7 » علم است ، به سبب عدم علم است بر فايده و شرافت علم و ضرر و دنائت و خسّت جهل . و هرگاه از غايت و فايدهء علم و ضرر جهل آگاه شود ، ترك انكار كند ، بلكه به جان و دل در طلب علم كوشد . بلى ! كورى و عمى « 8 » باعث انكار نور و حسن است ؛ زيرا كه اعمى ، ادراك اين دو و فوائد آن را نتواند نمود . پس جاهل منكر علم ،
--> ( 6 ) - ترس همراه با طمع ، يا ترس از حرمان از عنايت حقّ . ( 7 ) - با وجود دانستن انكار كردن ( 8 ) - كورى